بی برگی دست

بو کن هوا رو...هومم.. ته ته هاش بوی باهارو میده.
وقتی بارون بزنه رو تن جوونه ها... بوی درختا و علفای خیس...مس میکنه آدمو!
درختا...درختا بیدار می شن ...
کلی حرف دارم باهات،بیدار شو ...بوکن هوا رو...
اون چنارا یادت هس؟ باد میون برگاشون میپیچید و خش خش می کرد. گفتی صدای خداس؛ داره باهامون حرف میزنه!
گفتم آره! خدامون حسابی پُرحرفه!
گفتی: صدای چک چک بارون؟
گفتم: صدای پای تو
صدای پای تو که همیشه داری می ری...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 18:45  توسط شيرين
|
