تبليغاتX
قاف

قاف

نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟

زمستان است!

 

هوا دلگیر، درها بسته‌، سرها در گریبان‌، دستها پنهان‌،

نفسها ابر، دل ها خسته و غمگین‌،

درختان اسکلت های بلورآجین‌،

زمین دلمرده‌، سقف‌ِ آسمان کوتاه‌،

غبارآلوده مهر و ماه‌،

زمستان است‌!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 2:45  توسط شيرين  | 

سر اومد زمستون

 

سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گریزون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
کوها لاله زارن

لاله ها بيدارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتابو میکارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتابو ميکارن
توی کوهستون دلش بیداره
تفنگ و گل گندم داره مياره
توی سينه اش
جان جان جان
توی سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره

جان جان
يه جنگل ستاره داره

يه جنگل ستاره داره
جان جان
يه جنگل ستاره داره

سر اومد زمستون

شکفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گریزون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
کوها لاله زارن
لاله ها بيدارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتابو ميکارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتابو ميکارن
توی کوهستون دلش بیداره
تفنگ و گل گندم داره مياره
توی سينه اش
جان جان جان
توی سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره

جان جان
يه جنگل ستاره داره
يه جنگل ستاره داره
جان جان
يه جنگل ستاره داره

سر اومد زمستون

شکفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گریزون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون

لبش خنده نور
دلش شعله شور
صداش چشمه و يادش آهوی جنگل دور
صداش چشمه و يادش آهوی جنگل دور
توی کوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل گندم داره مياره
توی سينه اش
جان جان جان
توی سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره

جان جان
يه جنگل ستاره داره

يه جنگل ستاره داره جان جان يه جنگل ستاره داره
يه جنگل ستاره داره

جان جان
يه جنگل ستاره داره

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 12:49  توسط شيرين  | 

آبي

 چه مغرورانه آبیست

آسمان

با گردن آویزِ گنجشك بر طناب رخت

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 20:29  توسط شيرين  |